روانشناسی کودک, روانشناسی کودک در پیروزی, روانشناسی کودک در تهران

احساس خوب افزایش عزت نفس و انگیزه در فرزند شما

احساس خوب افزایش عزت نفس و انگیزه در فرزند شما

احساس خوب افزایش عزت نفس و انگیزه در فرزند شما

آیا تا به حال به افزایش عزت نفس و انگیزه آینده فرزندتان فکر کرده اید و چیزی شبیه این گفته اید: “من بدم نمی آید تا زمانی که خوشحال هستند هرگز ثروتمند و مشهور نباشند”؟ برخی از والدین می خواهند فرزندانشان ابتدا نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند. برخی از بزرگسالان به فرزندان خود می آموزند که عزت نفس از رسیدن به اهداف ناشی می شود. در واقع، احساس خوب افزایش عزت نفس جزء اساسی انگیزه است. بعید است که کودکان ناراضی خواهان موفقیت باشند یا حتی باور داشته باشند که می توانند موفق باشند. روانشناسان پیشنهاد می کنند که به جای حس سالم عزت نفس ناشی از انگیزه و موفقیت، برعکس است.

بسیاری از تحقیقات کنونی در مورد انگیزه مبتنی بر نظریه خود تعیینی (selfdeterminationtheory.org) است، که فرض می‌کند انسان‌ها به طور طبیعی انگیزه کشف و توسعه دارند، اما این انگیزه طبیعی می‌تواند توسط عوامل خارجی مانند خانواده، جامعه، افزایش یا کاهش یابد. و فرهنگ

تئوری خود تعیینی نشان می دهد که انگیزه می تواند درونی یا بیرونی باشد. به عبارت دیگر، افراد می توانند انگیزه یادگیری و پیشرفت داشته باشند، چه به دلیل لذت یا حس موفقیتی که از خود فعالیت به دست می آورند (ذاتی) یا به دلیل پاداش ها یا پیامدهایی که از فعالیت جدا هستند (خارجی). برداشتن کتاب از فروشگاه به دلیل اینکه جالب به نظر می رسد نمونه ای از انگیزه درونی است. خرید کتاب برای مطالعه و قبولی در امتحان یک اقدام با انگیزه بیرونی است. هیچکدام از اینها «بهتر» نیستند، اما والدین و معلمان می‌دانند که افرادی که انگیزه درونی بیشتری دارند، برای یادگیری به تشویق یا تشویق کمتری نیاز دارند.

سه عامل بر سطح انگیزه افراد تأثیر می گذارد: شایستگی، استقلال و ارتباط. هر یک از اینها یک نیاز اساسی برای انسان است و این که برآورده شود یا ناامید شود بر انگیزه آن فرد تأثیر می گذارد. شایستگی انگیزه ای برای احساس توانایی و موفقیت است. خودمختاری یعنی کنترل زندگی خود را داشته باشید و بتوانید «خودتان باشید». ارتباط نیاز انسان به تعامل با دیگران و ایجاد روابط است.

والدین با تمجید مناسب، مسئولیت پذیری مناسب برای سن و مرحله رشد کودک و با نشان دادن محبت و توجه بی قید و شرط، افزایش عزت نفس و ارزش خود را در فرزندانشان ایجاد می کنند. هر یک از اینها ارتباط نزدیکی با نیازهای شایستگی، استقلال و ارتباط دارد.

هنگامی که کودک به دلیل انجام کارهای خوب مورد تحسین قرار می گیرد، نیاز او به شایستگی برآورده می شود. مهم است که زیاد از حد تعریف نکنید یا نگویید که یک کودک خوب عمل کرده است، وقتی مشخص است که او این کار را نکرده است. کودکی که مطمئن نیست ستایش واقعی است یا خیر، ارضای نیاز به شایستگی در آینده برایش دشوارتر خواهد بود. شما باید روشن باشید که از کودک تمجید می کنید نه عمل. اگر کودکی برایتان نقاشی بیاورد، گفتن «شما در کشیدن خیلی خوب هستید» باعث ایجاد احترام می شود و نیاز به شایستگی را برآورده می کند به گونه ای که «نقاشی بسیار خوبی است». نمی کند.

باید به کودکان سطوح مناسبی از مسئولیت داده شود. این می تواند از درخواست از کودک نوپا برای “کمک” کردن در کنار گذاشتن مواد غذایی یا اجازه دادن به کودک بزرگتر برای رفتن به خانه با دوستان تا اجازه دادن به پسر نوجوان شما برای انتخاب طرح رنگ خود برای اتاق خواب متفاوت باشد. دادن فرصتی به کودکان برای اینکه احساس کنند تحت کنترل هستند، باعث ایجاد احترام می شود و نیاز آنها به خودمختاری را برآورده می کند.

کودکان باید احساس کنند که آنها را برای آنچه هستند دوست دارند، نه برای آنچه انجام می دهند. والدین می توانند این را به صدها روش نشان دهند: گوش دادن به صحبت های آنها، گذراندن وقت با هم، درخواست نظر آنها، بخشیدن اشتباهات و نصیحت کردن. کودکی که احساس می‌کند دوستش دارد، احساس ارزشمندی قوی برای خود ایجاد می‌کند و نیاز خود را به ارتباط برآورده می‌کند.

به نظر می رسد انگیزه دستیابی از افزایش عزت نفس ناشی می شود، نه عزت نفس ناشی از موفقیت. ادوارد دسی و ریچارد رایان، دو تن از چهره‌های برجسته در تئوری تعیین سرنوشت، به این موضوع پرداختند که آیا رسیدن به اهداف باعث ایجاد احساس ارزشمندی برای خود می‌شود یا خیر. اگر چنین بود، پس موفق ترین افراد نیز باید شادترین باشند. در واقع، دسی و رایان دریافتند که عزت نفس مبتنی بر دستاوردها شکننده تر است. افرادی که احساس ارزشمندی خود را بر اساس آنچه به دست آورده اند استوار می کنند، نیاز به اطمینان بیشتری دارند و بیشتر خود را با دیگران مقایسه می کنند. کودکانی که یاد می‌گیرند ارزش‌شان ناشی از کارهایی است که انجام داده‌اند، نه اینکه چه کسی هستند، احتمالاً به بزرگسالانی ناامن تبدیل می‌شوند.
گاهی باید به کودکان گفته شود که چه کار کنند. این انگیزه بیرونی است، اما می تواند درونی شود. هر یک از والدین گاهی به سؤال کودک “چرا باید این کار را انجام دهم؟” پاسخ داده اند. با “چون من گفتم!” اما کودکی که اتاقش را تمیز می کند زیرا به او گفته شده است که این کار را انجام دهد، ممکن است متوجه شود که از داشتن یک فضای مرتب لذت می برد و می تواند در اتمام کار احساس موفقیت کند. با گذشت زمان، او ممکن است خود را فردی منظم ببیند که نیاز خود به خودمختاری (خود بودن) را با پاکسازی پس از خود برطرف می کند. این هنوز یک انگیزه بیرونی است. تعداد کمی از کودکان اتاق خود را به خاطر عشق به فعالیت تمیز می کنند، اما هر چه بیشتر درونی شود، کودک بیشتر می تواند آن نیازهای اساسی را برآورده کند و ارزش خود واقعی را ایجاد کند.

هر پدر و مادر سالمی دوست دارد فرزندش شاد باشد و با تمام توان برای افزایش عزت نفس خود تلاش کند. تئوری خود تعیینی نشان می دهد که کودکانی که نیازهای خود را برای شایستگی، خودمختاری و ارتباط برآورده می کنند، نسبت به خود احساس خوبی دارند و در نتیجه انگیزه رشد، رشد و موفقیت به دست خواهند آورد.

0/5 (0 دیدگاه)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.